|
|
|
|
|
اینها را با تمام خلوص به امان پویامک و فرزاد فرنود پیشکش میکنم:
در اینجا جغد را هما میخوانند شیطان را مظهر خدا میخوانند گر نامردی شود به جایی مردار او را گُرد زمانه ها میخوانند
در خانه ء خود ثبات را بشکستیم هر پیکره ء حیات را بشکستیم با این هم افتخار بیجا داریم که معبد «سومنات» را بشکستیم
اینجا دل ما هزار قاتل دارد هر گوشهء این دیار جاهل دارد عمریست که دست و پا زده میمیرم آیا قاموس درد ساحل دارد؟
با آنکه هزار حرف در دل دارم آیینهء من نمیشوند اشعارم در چار کتاب کافرم میخوانند تا یک سخن از عشق به لب می آرم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:6 توسط وحید وارسته
|
|
||